پژوهشكده تحقيقات اسلامى

27

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

نظام قبيله مفهوم و تعريف قبيله : « قبيله » ، آنگاه كه در مورد آدميان به كار رود به معنى گروهى از مردم است كه داراى نياى مشترك هستند . همچنين گفته شده كه « قبيله » به گروهى از مردم كه سه نفر يا بيشتر باشند ، اطلاق مىشود . « 1 » بنابراين ، مىتوان گفت كه ، از نظر مفهومى ، واژهء « قبيله » صلاحيت كاربرد در مورد هر يك از طبقات نسب « 2 » را دارد ؛ گرچه از نظر عرف و عادت ، غالباً بر جمعيّتى هم نسب متشكل از چند « عماره » ، اطلاق مىشود . « 3 » ساختار قبيله آنچه پيش از هر موضوع ديگر در رابطه با « نظام قبيله » مطرح است ، ساختار قبيله و كاركرد آن است . در رابطه با ساختار قبيله ، گفتنى است كه اجزاى قبيله عبارت است از :

--> ( 1 ) - محمد بن مكرّم ( ابن منظور ) ، لسان العرب ، بيروت ، دار إحياء التراث العربى ، ج 11 ، ص 22 ( واژهء قبيل و قبيله ) ؛ محمد بن يعقوب فيروزآبادى ، القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 47 ( قبيل ) ؛ محمد مرتضى الحسينى الزبيدى ، تاج العروس من جواهر القاموس ، به تحقيق على سيرى ، ج 15 ، ص 600 ، 601 . ( 2 ) - در علم نسب‌شناسى عرب ، چينش و طبقات هر قوم و نژاد از نظر نَسَبى ، به ترتيب از بالا به پايين بدين‌قرار است : 1 - جَزْم به معنى قطع ، يعنى آنجا كه نسبت قطع مىشود و بالاتر از آن نرود ؛ يا جَذْم به معنى اصل و ريشه . مصداق آن بنى عدنان و بنى قحطان است . 2 - جُمهور ، كه هر جزم مشتمل بر چند جمهور است . 3 - شَعْب ، زير مجموعهء جمهور و مشتمل بر چند قبيله . 4 - قبيلة ، مشتمل بر چند عِمَارة . 5 - عِمَارة ، مشتمل بر چند بطن . 6 - بطن ، مشتمل بر چند فَخْذ . 7 - فَخْذْ ، مشتمل بر چند عشيرة . 8 - عشيرة يا اسرة ، مشتمل بر چند رَهْط . و نيز گفته شده ، عشيرة به گروهى از مردم اطلاق مىشود كه جد سوم آنان يكى باشد . 9 - رهط ، مشتمل بر چند فصيلة . 10 - فصيلة ، و آن اهل و عيال شخص را گويند . ( ر ك . شمس‌الدين محمد بن محمود آملى ، نفايس الفنون فى عرايس العيون ، تهران ، كتابفروشى اسلامية ، 1379 ه . ق . ، ج 2 ، ص 287 ؛ ابوالفداء حافظ بن كثير دمشقى ، البداية والنهاية ، ج 2 ، ص 160 ؛ ابن منظور ، همان ، ج 11 ، ص 22 ؛ حسين الحاج حسن ، حضارةالعرب فى عصر الجاهلية ، ص 69 ؛ زبيدى ، همان ، ج 15 ، ص 601 . ) لازم به يادآورى است كه ، دربارهء كم و كيف مراتب و صفات نسب و كاربرد اصطلاحات فوق ، اختلافاتى در منابع و در ميان صاحب‌نظران به چشم مىخورد ؛ چنان كه عمر فرّوخ معتقد است كه ضابطهء مشخصى براى كابرد اصطلاحات مربوط به طبقات نسب وجود ندارد . ( ر . ك . عمر فرّوخ ، همان ، ص 72 . ) . ( 3 ) - ر . ك . ابوالفداء ، همان ؛ آملى ، همان ؛ زبيدى ، همان ؛ ابن منظور ، همان ، ج 9 ، ص 394 ( عمارة ) ، ج 11 ، ص 22 .